صفحه اولآرشيوجستجوتماس با ماپيوندهاورزشيخبرنامه
 نسخه چاپي خبر  ارسال به دوستان   iran web hosting & web design


گفت‌وگو با کمال خرازي

۲۴ شهريور ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۶:۲۹ تعداد بازديد: 82827 كد خبر: ۷۵۱۵۶

دكتر كمال خرازي بر اين نظر است كه در تصميم گيري‌هاي سياسي بايد قايل به شرايط بود و از اين روست كه به خبرنگار ايسنا مي‌گويد:« شرايط فعلي براي انجام مذاكره راهبردي با آمريكا بر سر مسايل موجود ميان دو كشور فراهم نيست.»

اين ديپلمات كهنه كار كشورمان از جمله سياسيوني است كه به شيوه سيد محمد خاتمي پس از پايان مدت حضور در دولت، عطاي كار اجرايي را به لقايش بخشيد و به تدريس در دانشگاه تهران در رشته تحصيلي‌اش يعني روانشناسي پرداخت.
خرازي كه در ميان رسانه‌ها و مطبوعات به «وزيري كه نمي‌خندد» معروف بود، كم خنده بودن خود را به دليل ويژگي شخصيتي و نيز آناتومي خاص صورتش بيان مي‌كند. هرچند كه طرح اين مساله دقايقي وزير را به خنده واداشت.
رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي برخلاف برخي انديشمندان معتقد است حادثه 11سپتامبر آغاز دوراني تاريخ ساز است. او معتقد است كه جنگ تمدن‌ها پس از جنگ سرد آغاز و امروز بايد از گسترش آن جلوگيري كرد.

اين استاد دانشگاه كه 24 سال سابقه‌ كار در عرصه‌ روابط خارجي و مديريت رسانه‌اي دارد، در تيرماه سال جاري با حكم مقام معظم رهبري به رياست شوراي تازه تاسيس راهبردي روابط خارجي منصوب شد. اين شورا براي كمك به تصميم‌گيري‌هاي كلان و جست‌وجوي افق‌هاي نو در روابط خارجي جمهوري اسلامي و بهره‌مندي از نظرات نخبگان در اين عرصه تشكيل شد. با اين حال وي صحبت درباره عملكرد اين شورا تاكنون را به وقتي ديگر موكول كرد.

رئيس شوراي عالي راهبردي روابط خارجي در گفت‌و‌گو با خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) كه در روز 11 سپتامبر (20 شهريور) در دفتر وي در محل شوراي راهبردي روابط خارجي انجام شد، به ارزيابي جايگاه ايران پس از 11سپتامبر پرداخت.

11 سپتامبر جرقه‌ و نمادي است از يك بحران جدي
دكتر سيد كمال خرازي در پاسخ به اين پرسش كه برخي معتقدند تحولات پس از 11 سپتامبر با نگاه به ايران و براي تحت فشار قراردادن اين كشور صورت گرفته است، بر لزوم بررسي عميق اين پديده تاكيد كرد و گفت:«در واقع انتخاب برج‌هاي دوقلو توسط القاعده حركتي سمبليك بود؛ مظهر جهاني سازي، اقتصاد كاپيتاليستي و قدرت ايالات متحده هدف گروهي قرار گرفت كه از اين جهات با آمريكا نابرابر هستند. نام اين اقدام را تروريسم مي‌گذارند؛ چرا كه جان يك عده افراد بي گناه گرفته شد.»

وي گفت: «11 سپتامبر نماد تقابل و اختلاف جدي بين كساني است كه ناراضي‌اند و نمي‌توانند سلطه و جهانخواري آمريكا را بپذيرند. اين عده پديده جهاني سازي را در ادامه سلطه در قالب مبادلات اقتصادي و نفوذ اطلاعاتي مي‌دانند، لذا نارضايتي‌شان را با چنين حركتي نشان دادند. معتقدم نبايد چنين حوادثي را صرفا در قالب يك حركت تروريستي نگاه كرد، بلكه ريشه‌هاي عميق‌تر سياسي، اقتصادي، اجتماعي و ايدئولوژيك آن را بايد شكافت.»
خرازي تصريح كرد: «ترور و تروريسم به آن شكل كه در ادبيات سياسي مطرح بوده است، چندان با اين حوادث تطبيق نمي كند. اصولا دانشمندان علوم سياسي امروزه در اين كه تعريف صحيحي از تروريسم داشته باشند، هنوز موفق نبوده‌اند؛ اين اصطلاح مورد سوء استفاده قدرت‌هاي بزرگ براي توجيه اقدامات نظامي و سياسي خود مثل آمريكا قرار گرفته است.»

رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي در پاسخ به اين پرسش كه شما 11سپتامبر را دوران تاريخ ساز در عرصه روابط بين الملل مي دانيد؟ با تاييد اين مطلب ابرازعقيده كرد:«11 سپتامبر جرقه‌اي و نمادي است از يك بحران جدي. اين حادثه پنج سال پس از نظريه "جنگ تمدن‌هاي‌" هانتينگتون اتفاق مي‌افتد. هانتينگتون درست پيش بيني كرده بود كه روند رويدادهاي بين‌المللي و سياست‌هاي آمريكا به چنين تقابلي منجر خواهد شد، البته ما حداكثر تلاش‌مان را مي‌كنيم كه اين تقابل رخ ندهد و امروز هم بايد تلاش كنيم كه گسترش نيابد چون مصلحت هيچ كس در اين نيست كه چنين نزاعي به اين شكل صورت گيرد.»
وي در نگاهي پديدارشناختي 11 سپتامبر را نمادي از تقابل ايدئولوژيك جدي دانست و اشاره كرد به «تقابل ميان مسلماناني كه بيدار شده‌اند و بر حقوق خود پافشاري مي‌كنند با كساني كه هنوز با شيوه‌هاي استعماري خود قصد ناديده گرفتن اين حقوق را دارند و با فشار سياسي و نظامي در پي تثبيت موقعيت خود هستند.»

رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي گفت:«عملا جنگ نابرابر ميان اين دو گروه شكل گرفته است كه در يك طرف قدرتي مثل آمريكا كه همه گونه امكانات سياسي، اقتصادي، نظامي و اطلاعاتي و نيز سازمان ملل را در اختيار دارد و از طرفي عده‌اي كه هيچ ابزاري به غير از ايدئولوژي ندارند و به هر شيوه‌اي متوصل مي‌شوند كه در راه اعتقاد و ايدئولوژي‌شان گام بردارند. تلاش اين گروه به صورت عمليات انتحاري و اقداماتي از اين دست كه امروزه اسم آن را تروريسم مي گذارند، ظهور و بروز مي‌يابد؛ اين به معناي توجيه و پذيرفتن نوع حركتي كه اين عده مي‌كنند نيست، بلكه هدف بررسي اين مساله صرفا از بعد پديدار شناختي است.»
وي گفت: «اين نمادي است از يك واقعيت كه در دوران ما ظهور يافته؛ جنگ نابرابر كه حادثه‌اي منفرد نيست.»

در اكثر كشورهاي اسلامي نوعي بيداري، آزادي خواهي و حق طلبي وجود دارد
خرازي در پاسخ به اين پرسش كه تصور نمي‌كنيد اعمال فشار از سوي آمريكا در تقابل با حادثه 11سپتامبر، ناشي از سكوت تعداد زيادي از مسلمانان است؟ گفت:«قطعا عده‌اي يا خاموشند و يا مصلحتي خاموشند، اما اين عده در بين كشورهاي درحال توسعه و يا اسلامي هستند يا حكام كشورهاي اسلامي و افرادي كه از روابط با آمريكا سود مي برند.»

وي با بيان اين كه بيداري اسلامي امروز با 30 سال پيش قابل مقايسه نيست، اظهار داشت: «‌عده‌اي راه حل را در اين ديدند كه مثل القاعده دست به عملياتي مثل 11سپتامبر بزنند. عده‌اي در قالب رفتارهاي مقبول‌تر خواست خود را ابراز مي‌كنند. در اكثر كشورهاي اسلامي نوعي بيداري، آزادي خواهي و حق طلبي وجود دارد و اين تحولي را به وجود آورده است.»
وي اين موج بيداري در كشورهاي اسلامي منطقه و بلكه در سراسر دنيا را برخواسته از انقلاب اسلامي دانست.
خرازي گفت: «ريشه حركت‌ها و اقداماتي مثل 11سپتامبر در بيداري‌ها، ظلم و تعدي قدرت‌هاي بزرگ عليه ملت‌هاي مستضعف است و در واقع اين يك نوع ابراز وجود، حق خواهي و تحميل خواست خود برطرف مقابل است، اما در قالب يك جنگ نابرابر.»

ايران در يك جنگ نابرابر
وي ادامه داد: «اتفاقا انديشمندان امروز غرب با نوع برداشت‌هاي هيات حاكم آمريكا كه صرفا با زدن برچسب مشكلات‌شان را با جهان اسلام مي‌خواهند حل كنند، موافق نيستند.»
رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي قرباني بزرگ اين صحنه و جنگ نابرابر را ايران دانست و اظهارداشت: «ايران را كشوري تروريست معرفي مي‌كنند، سپاه پاسداران را در ليست تروريست‌ها مي‌خواهند بگذارند، انواع تحريم ها را عليه ما انجام مي‌دهند كه جز استقلال و حق خواهي هيچ گناه ديگري نداشته‌ايم و دربحث هسته‌اي براساس مقررات بين‌المللي به دنبال تامين حقوق مسلم‌مان هستيم.آن‌ها ازحادثه 11سپتامبر و حركت القاعده براي فشار بيشتر بر ايران استفاده كردند.»

فشار بر ايران روز به روز افزايش يافته است
وزير سابق امور خارجه كشورمان در پاسخ به اين پرسش كه آيا براي شما در ابتداي وقوع اين حادثه مسجل بود كه اين حوادث با نگاه به ايران در حال انجام است؟ گفت:«آمريكايي‌ها از اين حادثه براي اعمال فشار بر كشورها و ملت‌هايي كه با آنها موافق نيستند استفاه كردند. درست بعد از اين حادثه بود كه بوش اعلام كرد " هر كه با ما نيست، بر ماست" كه ايران در جبهه مخالف آمريكا قرار مي گرفت، معتقدم سياست‌هاي بعدي خود را براساس اين ايده تنظيم كرد. بنابراين اين مساله كاملا مشهود بود و از همان زمان تا امروز فشارها بر ايران به رغم نقش مثبتش در افغانستان و بي طرفي در قضيه عراق افزايش يافته است.»

تلاش كردم دشمنان نتوانند به سادگي دنيا را عليه ما بسيج كنند
خرازي با اشاره به محكوم كردن حادثه 11 سپتامبر بلافاصله پس ازآن از سوي ايران خاطرنشان كرد: «اين حادثه اساسا از نظر نگرش و ايدئولوژي‌ براي ما قابل قبول نبود، با اين كار اقدامات و فشارهاي بيشتر عليه ايران را خنثي كرديم.»
وي در پاسخ به اين پرسش كه پس از 11 سپتامبر مرزهاي شرقي و غربي ايران از سوي آمريكا مورد تهديد قرار گرفته است و پايگاه‌هاي نظامي و ناوهاي جنگي اين كشور در آب‌ها خليج فارس قرار دارند لذا اين تصور در بين مردم ايران شكل گرفته است كه ايران در محاصره لجستيكي آمريكا قرار دارد، چه اقداماتي در اين سال‌ها براي خنثي كردن اين تهديدها صورت گرفته است؟ گفت:«وجود اين تهديدها طبيعي است؛ اما هنر ما بايد در كاهش اين تهديدها باشد، آمريكا ايدئولوژي كه ايران براساس آن حركت خود را سامان داده است را قبول ندارد و آن را براي منافع خود در منطقه مضر مي‌داند. بيداري اسلامي ناشي از انقلاب اسلامي را مخل سلطه خود مي‌داند، از اين جهت بايد به آمريكايي‌ها از اين جهت حق داد چرا كه منافعشان در اين منطقه بزرگ به خطر افتاده است و عامل اين خطر را هم انقلاب اسلامي مي‌دانند.»

وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا ديپلماسي ايران متناسب با تهديدها و هجمه‌هايي كه در سال هاي پس از 11 سپتامبر شكل گرفت، طراحي شد؟ اظهارداشت:« به هرحال من در دوران خود تلاش داشتم با توسعه روابط، تنش زدايي و تعميق روابط اقتصادي شرايطي را فراهم كنم كه دشمنان ما نتوانند به سادگي دنيا را عليه ما بسيج كنند و به اهداف خود برسند.»

بايد مردم را در جريان واقعيات قرار دهيم
رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي به خبرنگار ايسنا گفت: «آگاهي بخشي به مردم مهمترين راه حلي است كه بايد دنبال كرد‌. ما بايد مردم را در جريان واقعيات قرار دهيم، وقتي مردم آگاه باشند و مسير را درست بشناسند از جهت مقاومت در برابر فشارها كم نمي گذارند،‌ مردم اين مساله را اثبات كرده اند، اما بايد صادقانه با مردم صحبت كرد و شرايط را به آن‌ها گفت و آن‌ها را در مسايل دخالت داد تا بدانند كه تنها با انسجام و وحدت ملي مي‌توان در برابر اين فشارها و تهديدها ايستاد.»

وي ادامه داد: «در اين كه چاره‌اي جز مقاومت نيست نبايد ترديد كرد، به هر صورت دشمنان به ما فشار مي‌آورند وما اگر بخواهيم تسليم شويم، جز خفت و خواري چيزي نصيب‌مان نخواهد شد، لذا معتقدم تنها راه ايستادگي بر حقوق‌مان است، اما طبيعتا بايد اين كار با تدبير و ظرافت انجام گيرد.»
خرازي تاكيد كرد: «ديپلماسي مي‌تواند در ماندگاري اين مقاومت و ايستادگي موثر باشد.»

ديپلمات‌هاي ما بايد فضاي بين‌المللي را تغييردهند
وزير سابق امور خارجه كشورمان در پاسخ به اين پرسش كه چگونه مي‌توان تدبيري منطقي، اصولي و متناسب با شرايط ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي به ويژه در حل و فصل مساله هسته‌اي كشورمان را تضمين كرد، چرا كه عبور مدبرانه از بحران هسته‌اي خواست مردم و جامعه نخبگان كشور است، گفت: «قطعا حل اين مساله بايد با تدبير باشد و ديپلمات‌هاي ما بايد در اين زمينه نقش جدي داشته باشند و فضاي بين‌المللي را تغييردهند و اجازه ندهند تهديدها عليه ما اعمال شود. در دوران قبل در وزارت خارجه همين سياست پيگيري مي‌شد به طوري كه فضاهاي زيادي را براي ما ايجاد مي كرد تا اجازه ندهيم قواي دشمن عليه ما بسيج شود و فشار بيشتري را وارد كنند، فكر مي‌كنم چنين سياستي بايد تداوم يابد.»

وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا ديپلماسي هسته‌اي را خالي از افراط و تفريط مي بيند؟ باخنده پاسخ داد: «آنچه من مي توانم بگويم اين است كه نبايد افراط و تفريط باشد. ارزيابي وضعيت ديپلماسي گذشته و حال وظيفه شما خبرنگاران است، اما از نظر اصولي بايد استقلال سياسي را با تدبير و اصل عزت، حكمت و مصلحت حفظ كرد. من فكر مي‌كنم كه هر دولتي بايد براساس اين رهنمود عمل كند تا از افراط و تفريط به دور بماند.»
رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي در ادامه در پاسخ به اين پرسش كه برخي معتقدند با رفتن بوش سياست‌هاي آمريكا در تهديد عليه ايران و منطقه كاهش مي‌يابد؟، اظهار داشت: «فكر نمي‌كنم با رفتن بوش اين مسايل پايان يابد، سياست راهبردي آمريكا و ديگر قدرت‌هاي بزرگ ادامه مي‌يابد؛ چرا كه منفعت خود را در ادامه اين حركت مي‌بينند. البته با شكل‌هاي مختلف.»

اختلاف منافع جدي بين ايران و آمريكا وجود دارد
وي افزود: «لذا يك اختلاف منافع جدي بين ايران و آمريكا وجود دارد، البته هنر ما بايد اين باشد كه اين اختلاف را تشديد نكنيم و اين صحنه را به نحوي تنظيم كنيم كه راه هاي برون رفت از اين فضا فراهم شود تا مجال بيشتري براي استحكام و تثبيت موقعيت خود پيدا كنيم.»
خرازي خاطرنشان كرد: «بايد تعقل كرد كه چگونه مي‌توان در عين تثبيت و تحقق منافع و مواضعمان اين مسير به بن بست نرسد و به سلامت از آن عبور كنيم. از سويي ملت‌هاي مسلمان كه در حال روي آوردن به آزادي خواهي هستند، بر حقوق خودشان ايستادگي بيشتري خواهند كرد، مگرآنكه اين صحنه تقابل به يك سنتز جديدي منجر شود؛ و آن پذيرش حقوق ملت‌ها و دست برداشتن از سلطه گري از سوي قدرت‌ها است كه فعلا چشم اندازي براي آن وجود ندارد كه به سادگي و زودي به چنين امري بينجامد.»

وزير سابق امور خارجه كشورمان در عين حال تاكيد كرد:«همانطور كه مبارزات عليه برده داري روزي به سرانجام رسيد، مبارزات امروز هم به تغيير يك پارادايم خواهد رسيد، اما به زودي شاهد آن نخواهيم بود.»

نظريه‌ دموكراسي بين‌المللي
نماينده اسبق كشورمان در سازمان ملل با اشاره به اين كه نسبت به تغيير اين پارادايم نظريه پردازي نيز صورت گرفته است تصريح كرد: «تحقق دموكراسي بين‌المللي نظريه‌اي بود كه در زمان حضورم در سازمان ملل مطرح كردم، اگر كشورهاي غربي معتقدند بايد جامعه مدني در يك كشوري رشد كند تا يك دموكراسي واقعي شكل گيرد، در سطح بين‌المللي نيز همين امر صادق است. بايد يك جامعه مدني بين‌المللي (جهاني) به وجود آوريم، يعني ملت‌ها با هر فرهنگ و ايدئولوژي در نظم بين‌المللي جديد از حقوق برابر برخوردار باشند و برآيند خواسته‌هاي آن‌ها تعيين كننده نظم و روند جديد بين‌المللي شود، اما آيا قدرت‌ها حاضرند به سادگي از زورگويي خود دست بردارند؟»

خرازي در پاسخ به اين پرسش كه اگر قدرت‌هاي بزرگ خود راضي به اين كار نشدند، چه؟ گفت: «راه وادار كردن آن‌ها بيداري و حق‌خواهي و مقاومت است.»
وي در پاسخ به اين پرسش كه آيا سنتزي كه از آن نام مي‌بريد، مي‌تواند ايران باشد؟ گفت:‌«‌ايران عاملي موثر است، اما تنها عامل نيست. ايران مبدع اين آزادي‌خواهي با انقلاب اسلامي بوده است وتاكنون هم بر مواضع‌اش ايستادگي كرده است.»
موفقيت در پرونده هسته‌اي مي‌تواند در تثبيت موقعيت ايران و خواست ملت‌هاي ديگر موثر باشد

نبايد ترديد كرد كه به سادگي چنين حق مهمي به دست نخواهد آمد
وي با اشاره به مساله هسته‌اي كشورمان خاطرنشان كرد: «موفقيت در پرونده هسته‌اي و تثبيت اين حق با عبور از فشارهايي كه بر روي ايران است مي‌تواند در تثبيت موقعيت ايران و خواست ملت‌هاي ديگر موثر باشد.»
وي با اشاره به چشم انداز حل و فصل پرونده هسته‌اي كشورمان در شوراي امنيت سازمان ملل گفت: «از نظر فني و سياسي در چارچوب دفاع از حقوق هسته‌اي خود تا اندازه‌اي توانستيم موقعيت خود را تثبيت كنيم. بايد به اين راه ادامه داد تا اين حق به طور كامل تامين شود.»

رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي با اشاره به تهديد آمريكا به تحريم‌هاي بيشتر عليه ايران، گفت: «به هر حال دوران سختي است. نبايد ترديد كرد كه به سادگي چنين حق مهمي بدست نخواهد آمد. تامين اين حق تحولات زيادي را به وجود مي‌آورد؛ برخي اين تحول را در قالب يك توازن استراتژيك نگاه مي‌ كنند و چون ما دنبال سلاح هسته‌اي نيستيم از اين نظر نبايد احساس نگراني داشت، بلكه بايد از زاويه حق خواهي و دست يافتن به حق مسلم ايران به آن نگاه شود، چرا كه در برابر زورگويي‌ قدرت‌هاي بزرگ و اسرائيل تنها از اين طريق مي‌توان ايستادگي كرد.»

ايران از شرايط پيراموني در راستاي تامين حقوق خود و همسايگانش نيز استفاده كرده است
خرازي درادامه اين گفت‌و‌گو با ايسنا، درباره نگاه ايران به امنيت و منافع ملي‌اش پس از حادثه 11 سپتامبر ـ اشغال افغانستان و عراق ـ با توجه به اين كه اين حادثه در دوران مسووليت وي در وزارت خارجه روي داد، گفت:« نگاه ما نسبت به امنيت ملي تفاوتي نكرده است، همواره ما با تامين قواي خودمان است كه به امنيت كامل مي‌رسيم، اما جمهوري اسلامي ايران از شرايطي كه در اطرافش به وجود آمده در راستاي تامين حقوق خود و همسايگانش نيز استفاده كرده است.»

مذاكرات با آمريكا در عراق، تاكتيكي است، نه راهبردي
اين ديپلمات عالي رتبه سابق كشورمان با اشاره به مذاكراتي كه ايران در افغانستان و عراق با آمريكا داشته است، در حالي كه آمريكا تهديداتش عليه اين دو كشور را با نگاه به ايران انجام داده است و از سويي هر روز به حجم و گسترده آن‌ها افزوده مي‌شود؛ اظهارداشت:« در افغانستان اگر مذاكره‌اي با آمريكا بوده است، صرفا براي حقوق خود و مردم افغانستان بود. درعراق هم اگر مذاكره‌اي صورت مي‌گيرد، في نفسه اصالت ندارد، بلكه مذاكره‌اي است كه صرفا ببينيم چگونه مي‌توانيم حقوق خود و ملت عراق را بيشتر تامين كنيم، بنابراين ايران درپي منافع خودش است و امنيت ملي ايران درصورت تحقق منافع خود تامين مي‌شود.»
خرازي با اشاره به مذاكرات ايران و آمريكا بر سرعراق گفت: «اين يك مذاكره تاكتيكي است، نه راهبردي. چون آمريكايي‌ها عراق را اشغال كردند، طبيعتا با منافع ما تماس پيدا كرده‌اند.»

ايران در شرايط انجام مذاكره جامع با آمريكا نيست
وي ادامه داد: «ايران در شرايط انجام مذاكره جامع با آمريكا نيست، اما طي مذاكراتي كه با عراق در جريان بوده و احتمالا در آينده هم خواهد بود اين امكان وجود خواهد داشت كه به اهداف آمريكا در آنجا بيشتر واقف شويم و امكان تاثيرگذاري بر تصميمات آن‌ها را پيدا مي‌كنيم. به طور كلي به مردم و دولت عراق كمك مي كنيم تا كار را به دست خودشان بگيرند.»

خرازي گفت: «هميشه گفته‌ايم كه اگر آمريكايي‌ها اصل احترام متقابل را بپذيرند، ما ابايي از مذاكره نداريم، اما آنها قائل به اين اصل نيستند و به دنبال تحميل نظر خودند وامكانات سياسي، تبليغاتي و اقتصادي لازم براي اين كار را هم دارند. اگر به عنوان دو كشور برابر بتوانيم با هم صحبت كنيم و هركدام استدلال‌هايمان را بيان كنيم، مذاكره امري مطلوب است، كما اين كه با ساير كشورها همواره اين كار را كرده‌ايم و مي‌كنيم، اما تن دادن به مذاكره‌اي كه فقط تحقير و تحميل نظرات مقابل به ما باشد، قطعا پذيرفته نيست.»

وي خاطر نشان كرد: «در حال حاضر زمينه‌اي براي اينكه مطمئن شويم آمريكايي‌ها حاضرند براساس احترام متقابل پاي ميز مذاكره بنشينند، فراهم نيست.»
خرازي در پاسخ به اين پرسش كه تا كجا مذاكرات تاكتيكي درعراق مي‌تواند ادامه يابد؟ گفت: «شرايط ايجاب مي‌كند كه تا چه زمان به اين مذاكرات ادامه دهيم. هميشه تصميمات سياسي را بايد موكول به شرايط كرد.»

وزير سابق امور خارجه كشورمان در پاسخ به اين پرسش كه اما آمريكا در مذاكرات با ايران بر سر عراق ما را متهم به دخالت در اين كشور و ايجاد ناامني مي‌كند، گفت:«در اين كه چگونه بايد مذاكره كرد تا ميز مذاكره در عراق تبديل به ميزي براي اتهام زني به ايران نشود، بحثي ديپلماتيك و فني است كه با توجه به واقعيات در صحنه مذاكرات بايد راه حلي پيدا كرد تا نظر ما را تامين كند.»

جنگ تمدن‌ها آغاز شده است
رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي در پاسخ به اين پرسش خبرنگار ايسنا كه معتقديد جنگ تمدن‌ها آغاز شده است؟ اظهار داشت: «بله معتقدم اين جنگ آغاز شده و به نوعي در جريان است. بايد ببينيم چگونه مي‌توان از گسترش آن جلوگيري كرد.»
وي گفت: «جنگ تمدن‌ها پس از جنگ سرد شروع شد و امروز يك جنگ واقعي بين كساني كه حق خواهي خود در كشورهاي اسلامي را مي‌خواهند و كساني كه زورگويي مي‌كنند در جريان است و اين در واقع جنگ دو تفكر است.»

اين استاد دانشگاه با اشاره به نظريه جنگ تمدن‌هاي هانتينگتون و در مقابل آن نظريه گفت‌و‌گوي تمدن‌ها كه از سوي محمد خاتمي در سازمان ملل مطرح شد، گفت:«پس از 11 سپتامبر عملا يك نوع جنگ بين تمدن‌ها جريان پيدا كرد، اما در چنين صحنه‌اي بايد تلاش بيشتري كرد كه اين جنگ توسعه پيدا نكند، به گونه اي كه همه را در خود ببلعد و قرباني كند، بلكه از طريق گفت‌و‌گو، تعامل و استقلال بايد پيش رفت تا حقوق طرف ضعيف‌تر تامين شود و البته طرف قوي‌تر (غرب) از مواضع خود كوتاه بيايد و واقعيات امروز جهان را بپذيرد.»
خرازي تصريح كرد: «در اين صحنه ديپلماسي، كار فرهنگي و فكري نقش بسياري مي‌تواند داشته باشد.»

وي در پاسخ به اين كه در شرايط فعلي كه ايران با تحريم‌ها و تهديدهاي زيادي رو به روست فكر مي‌كنيد ديپلماسي از توانايي لازم براي مبارزه در اين صحنه برخوردار است؟ گفت:«خير، الان كار بسيار دشوار است. در عين حال كه معتقدم بايد تلاش كرد با انديشمندان غربي و نيز در كشورهاي اسلامي كه در اين زمينه‌ها با ما هم فكر هستند كار كنيم؛ چرا كه الزاما جنگ ايده‌ها و فرهنگ‌ها ما را به سر منزل مقصود نمي‌رساند، بلكه يك همفكري و گفت‌و‌گو لازم است، درعين حال كه بر مواضع‌مان مقاومت و پافشاري داريم.»

خاطرات 11 سپتامبر... در هواپيما بودم كه شنيدم ...
وزير سابق امور خارجه كشورمان درخصوص عكس العمل ونحوه‌ تصميم گيري كشور در مواجه با حادثه11 سپتامبر با اشاره به لحظه وقوع اين حادثه گفت:« در لحظه‌اي كه اين حادثه روي داد در هواپيما بودم و از مذاكرات با وزيرخارجه آلمان باز مي‌گشتم. كمك خلبان از طريق راديو هواپيما اطلاع داد كه يك هواپيما به يكي از برج‌هاي دوقلو در نيويورك برخورد كرده است و من را دعوت كردند كه به كابين خلبان بروم تا از نزديك اخبار را بشنوم، به محض ورودم به كابين، راديو اعلام كرد كه هواپيماي دوم به برج ديگر اصابت كرد. راديو لحظه به لحظه گزارش مي‌داد و فضايي را كه در آنجا وجود داشت توصيف مي‌كرد و اين خيلي عجيب بود. به هر حال لحظه به يادماندني بود كه هيچ وقت فراموش نمي‌كنم. همان جا تصميم گرفتم كه خيلي سريع موضع بگيريم، چرا كه مي‌دانستيم اين مساله مي‌تواند انگشت اتهام را به سمت ايران بگيرد، لذا به محض ورود به فرودگاه در جمع خبرنگاران اين حادثه را محكوم كردم.»

خرازي ادامه داد: «از سويي رئيس جمهور وقت آقاي خاتمي با هماهنگي‌هاي لازمي كه صورت دادند، اعلاميه ايران در محكوم كردن اين حادثه را صادر كردند.»
وي در خصوص نظر مقام معظم رهبري درباره اين حادثه گفت:«اطلاع ندارم هماهنگي‌ها بين آقاي خاتمي و ايشان چگونه بود، اما نظر ايشان قاعدتا غير از آنچه صورت گرفت نبود.»

بوش در مسير اشتباه گام بر مي‌دارد
خرازي با اشاره به سخنان بوش پس از حمله به افغانستان مبني بر اين كه ايران، كره شمالي و عراق محور شرارت هستند، گفت: «با اين صحبت بوش به ذات خودش بازگشت كه تعيين كننده مسيرش براي سال‌هاي بعد بود و متاسفانه هنوز هم درحال طي اين مسير اشتباه است. اين مسير اشتباه پايه‌هاي قدرتش و آمريكا را تضعيف مي‌كند.»
خرازي معتقد است: «بوش يك رسالت تاريخي را انجام مي‌دهد و جالب اين كه اميدوارند كه اين رسالت به توازن قدرت درسطح جهاني منجر شود، اما آمريكايي‌ها درنهايت به اين نتيجه مي‌رسند كه ادامه اين مسير به نفع شان نيست و بايد به جامعه مدني جهاني تن بدهند.»

24 سال كار سياسي كفايت مي‌كند، فعلا در دانشگاه مشغول هستم
وزير سابق امور خارجه كشورمان با اشاره به كناره‌گيري‌اش از عرصه عملي سياست خارجي كشور گفت: «روزهاي پاياني وزارت گفتم كه تصميم گرفتم به دانشگاه بروم و كار ديپلماتيك را كنار بگذارم و بر اين قول خود هستم.24 سال كار سياسي كفايت مي‌كند و فعلا در دانشگاه مشغول هستم.»


نظرات و پیشنهادها:
آدرس پست الکترونيکي :