رمضان پنج سال قبل بود كه «بازتاب» با همه سادگي، در محلي محقر و با بضاعتي ناچيز پا به عرصه وجود نهاد و امروز دفتر «بازتاب» كه در يك طبقه آپارتمان قديمي در خيابان فلسطين تهران خلاصه ميشود، پلمپ شده است در حالي كه مجموعه پرسنل «بازتاب» همانند روز نخست از تعداد انگشتان دو دست فراتر نميرود و از نظر شرايط مالي سايت همانند روز نخست در تنگنا قرار دارد، فشارهاي ممتد مالي دولت و بلوكه كردن مطالبات «بازتاب» از دستگاههاي دولتي آگهيدهنده موجب شده است تا چند ماهي اجاره همين واحد مسكوني كه «بازتاب» در آنجا اداره ميشد، به تعويق بيفتد.
آري، طول و عرض مجموعهاي كه سالهاست به عنوان پربينندهترين رسانه مجازي فارسي به شمار ميرود، به همين كوچكي است اما در اين فضاي كوچك، رخدادهاي بزرگ پديد آمد:

ـ «بازتاب» بود كه براي نخستين بار، نورافكن رسانه را براي آگاهي افكار عمومي به حيات خلوت و حريم ممنوعه عرصههاي اقتصادي كشاند و پرده از روابط پيچيده و در هم تنيده شبكههاي اختاپوسي مفاسد اقتصادي كه بعضا از پايگاهي مستحكم در ميدان قدرت سياسي نيز برخوردار بودند، برداشت، توليد ادبيات متناسب با اين فضا كه به تدوين واژگاني درباره مافياهاي گوناگون اقتصادي پرداخت و حاصل آن معرفي چهرههايي چون سلطان شكر، مافياي خانوادگي نفت، شبكههاي فساد آموزشي و پدرخواندگان فولاد، سيمان و ... است؛ اين تلاش هرچند دستمايه استفاده تبليغاتي و پيروزي سياسي براي برخي چهرهها و جريانهاي سياسي قرار گرفت اما براي چارچوب تنگ و كوچك رسانههاي رسمي در ايران گشايشي بزرگ بود.
به مدد ورود «بازتاب» به حريم شبكههاي فساد اقتصادي، بسياري از نيروهاي دلسوز نظام كه از مبارزه مراجع نظارتي رسمي با فساد نااميد شده بودند، در ارتباطي دوسويه اطلاعات منحصر به فردي را از جزييات مفاسد اقتصادي در اختيار «بازتاب» قرار دادند كه در حد فرصت و امكان منتشر گرديد و بخش عمده آن نيز بار مسئوليت مقامات عاليرتبه نظام را كه مرجع دريافت اطلاعات غيرقابل انتشار «بازتاب» بودند، سنگينتر نمود، البته اين افشا و انتقال اطلاعات دستاوردهاي قابل توجهي نيز داشته است؛ ناكامي وزراي راه دولت اصلاحات و وزير نخست نفت دولت نهم از تكيه زدن بر كرسي وزارت به مددد همين افشاگريها ممكن شد، برخي قراردادهاي آلوده امنيتي در حوزه نفت لغو گرديد، بسياري از مديران و مسئولان متخلف از كار بركنار شدند و يا حداقل به مجازات دستاندازي به بيتآلمال افشا و شناخته شدند و روندهاي اصلاحي پرشماري نيز در دستگاههاي اجرايي پديد آمد كه آخرين نمونه آن، گشوده شدن مسير اصلاح و مبارزه با فساد در ستاد اجرايي فرمان امام(ره) بود كه با دشواري بسيار صورت پذيرفت.
هرچند در اين ميان «بازتاب» متحمل فشارهاي بسيار و آسيبهاي جدي به صورت رسمي و غيررسمي شد، اما دستاورد اين تلاش جبران تلخي زحمات آن را كرده است و ميدان افكار عمومي به عرصه چالش بزرگترين آنها تبديل شده است.كه در اين راه، قدرداني ويژه رئيس سازمان بازرسي كل كشور از «بازتاب» و اين تعبير كه «اثر فعاليت سايت «بازتاب» در مبارزه با مفاسد اقتصادي، بيش از اثر ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادي بوده است»، قابل توجه می باشد.
حكايت مبارزه با فساد در اين مرز و بوم نبايد به داستان غمانگيز و آرمان تحققنيافته تبديل شود و اين مسئوليت معدود رسانههاي سالم و مستقل موجود را سنگينتر ميكند.
ـ ديرزماني از آن زماني نگذشته است كه عرصه سياست خارجي، در انحصار گروهي از افراد خاص بود كه با تشكيل حلقههاي محفلي سكان ديپلماسي كشور را در اختيار خود داشتند. با ورود «بازتاب» به حوزه سياست خارجي كه در آستانه جنگ عراق آغاز شد، بازخواني شكاف عملكرد ديپلماسي جمهوري اسلامي در دو دهه گذشته ممكن گرديد و رسانهها نيز همگام با صاحبمنصبان عرصه سياست خارجي رخدادهاي جهاني و عملكرد ديپلماسي وطني را نه از نگاه رسمي بلكه از منظري مستقل دنبال كردند. نقدهاي پرشمار «بازتاب» در رابطه با موضع دستگاه سياست خارجي كشور در جنگهاي عراق و افغانستان، تبيين نقاط ضعف سياست تنشزدايي و نقد عملكرد منفعلانه در پرونده هستهاي از جمله مهمترين رويكردهاي اين سايت در حوزه سياست خارجي دولت گذشته بود كه منشأ تحولات قابل توجهي گرديد، در دولت نهم نيز رويكرد نقادانه «بازتاب» به بعد بينالمللي عملكرد دولت ادامه يافت، نقد ماجراجويي در پرونده هستهاي، توصيه به پرهيز از رويكردهاي تنشزا در ديپلماسي، طرح كمفايده و پرهزينه بازخواني هولوكاست، تحركات ايذايي و با بار مالي سنگين در آمريكاي لاتين و سرانجام هشدار نسبت به كوچكشماري تهديدات خارجي را ميتوان بخشي از سرفصلهاي انتقادات «بازتاب» در حوزه سياست خارجي به شمار آورد.
البته در اين ميان سه بار توقيف «بازتاب» در دولت اصلاحات و با كارگرداني دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي وقت و يك بار مسدودسازي طولاني و سرانجام پلمپ «بازتاب» نيز دست كم رسما تحت عنوان ناهماهنگي اين رسانه با سياست خارجي رسمي دولتها انجام شده است كه در اين ميان «بازتاب»خود را مفتخر ميداند همان انتقاداتي كه در دولت گذشته به عملكرد ديپلماسي وارد ميكرد امروز از زبان رهبر انقلاب قابل شنيدن است و نقدهايي كه در اين دولت بر ماجراجويي و هزينهزايي در موضوعاتي نظير بازخواني هولوكاست وارد ميكند، پس از اندك زماني به گفتمان حاكم بر دلسوزان نظام از جمله دبير شوراي عالي امنيت ملي و مشاور بينالملل رهبري تبديل ميشود و توصيه به دولت اين است كه تحملناپذيري خود را كنترل كند و پلمب كردن يك سايت فيلترشده را دستاوردي براي خود نداند!
كارنامه سايت «بازتاب» در دفاع از مقاومت اسلامي به ويژه حزبالله لبنان نيز آنگونه بود كه تنها رسانهاي كه از سوي مركز لابي صهيونيستي (آيپاك) به دليل حمايت از حزبالله و افشاي نقشه قبلي اسرائيل براي حمله به لبنان پيش از دستگيري سربازان صهيونيست، مورد پيگيري قضائي قرار گرفت و دادخواست تعطيلي آن به وزارت خزانهداري آمريكا ارايه شد، سايت «بازتاب» بود و متاسفانه این تلاش که در خارج ناکام ماند، در داخل به نتیجه رسید .
ـ در حوزه انديشه، نيز فضاي سياه و سفيد حاكم بر رسانههاي كشور كه تحمل شنيدن و انتشار سخنان متفاوت با مواضع فكري و فرهنگي خود را نداشتند، به ويژه در طيف مدافعان انديشههاي امام(ره) و مباني فكري انقلاب اسلامي غربتي تلخ را پديد آورده بود كه نتيجه آن انتشار دشنامنامه و ورود به حريم شخصي منتقدان تحت پوشش دفاع از مرزهاي فكري انقلاب بود كه البته اين رويكرد واكنش مشابهي را در حوزه مقابل در پي داشت.
رويكرد «بازتاب» در حوزه انديشه و فرهنگ طرح آراي گوناگون و دفاع منطقي، مستدل و مستند از مباني فكري انقلاب و ديدگاههاي امام خميني(ره) بود كه در اين ميان رخدادهاي بيسابقهاي نظير ايجاد مناظره مكتوب ميان دكتر سروش و حجتالاسلام بهمنپور نشان داد كه ظرفيت فكري انقلاب اسلامي تا چه اندازه وسيع و به همان مقدار بياستفاده مانده است. بازخواني مستند پرونده گروههاي نظر انجمن حجتيه و يا حوادث جنجالي تاريخي از جمله حركتهاي اصولي در حوزه فرهنگ بود.
طرح موضوعات فرهنگي و فكري در «بازتاب» با استقبال گسترده مخاطبان همراه شد و استقبال مطالبي با شمار بينندگان دهها هزار نفر در اين حوزه حادثهاي بيسابقه بود كه نشان از تشنگي نخبگان و افكار عمومي براي طرح موضوعات فرهنگي در فضاي سالم دارد.
ارايه تصويري شفاف و متفاوت از مرجعيت و روحانيت شيعه كه به دليل عملكرد گروههاي سياسي و مجادلات قدرت از نگاه افكار عمومي كمتر به آن توجه شده و ابعاد فكري و فرهنگي آن تحتالشعاع حوادث سياسي قرار ميگيرد، از ديگر تلاشهاي «بازتاب» بود كه در اين ميان معرفي شخصيت كمنظير مرجعيت شيعه در عراق و همچنين مراجع تقليد و بزرگان حوزه علميه قم در كنار معرفي جريانهاي فكري جوان و مستعد در عرصه تفكر ديني كه در قالب نهضت نرمافزاري مورد تأييد رهبر انقلاب نيز قرار گرفتند، رويكردهاي مورد تأكيد «بازتاب» در حوزه فرهنگ و انديشه به شمار ميآيد.
ـ در حوزه سياست نيز بر هم زدن وابستگي رسانهها به اردوگاهي خاص و تلاش براي تقويت نقاط مثبت هر دو جناح سياسي عمده جامعه، نقد نقاط ضعف از عملكرد آنها در مقاطعي نظير انتخابات و يا حوادث سياسي، نوع جديدي از رويكرد سياسي را بنيان نهاد و از مهمترين اهداف «بازتاب» در اين حوزه به شمار ميآمد.
تقدير و تكريم شخصيتهايي نظير آقايان مهدوي كني، هاشمي، خاتمي، خوشوقت، ناطق نوري و كروبي كه از سرمايههاي منحصر به فرد روحانيت سياسي در كشور محسوب ميشوند، در كنار نقد شفاف و صريح و بعضا گزنده عملكرد گروهها و افراد وابسته به دو جناح راست و چپ و همچنين موضعگيري مستقل و بيطرفانه در رابطه با نهادهايي نظير شوراي نگهبان كه با وجود ماهيتي غيرسياسي عملكرد آنان پيامدهاي سياسي مهمي دارد از جمله رويكردهاي «بازتاب» در اين حوزه است.
اين استقلال و عدم پايبندي «بازتاب» به رفتارهاي جناحي كه از سوي رسانههاي وابسته به دو جناح اصلي سياسي كشور به چرخش تعبير ميشد، خود نشاندهنده حقانيت و حريت رسانهاي است كه در زمانه فعلي كه جريانات سياسي با تأمين مالي و درك اهميت رسانهها، برخي ارباب جرايد را به رعاياي اردوگاههاي خود تبديل كردند،كمياب است.
رويكرد بيطرفانه «بازتاب»در انتخابات رياستجمهوري به رغم روابط نزديك آن با برخي از كانديداهاي اين انتخابات در شرايطي كه اكثريت قريب به اتفاق رسانههاي كاغذي و مجازي به ابزار تبليغاتي يك ستاد انتخاباتي تبديل شده بودند،از جمله افتخارات «بازتاب» در عرصه سياسي است. چه آنكه بزرگاني كه با حمايت معنوي از «بازتاب» متحمل هزينههاي سنگين كمظرفيتي و فقدان سعه صدر جريانات سياسي شدند، بدون بهرهبرداري سياسي از اين رسانه رويكرد غيرابزاري به افكار عمومي را بنيان گذاشتند.
ترويج مشي اعتدال گرايانه در هر دو جناح سياسي و نقد صريح افراط و تفريط هرچند با واكنشهاي تند و تخريب و هتاكي به «بازتاب» از سوي مطبوعات وابسته به طيفهاي تندرو اين جناحها منجر شد، اما مقايسه شرايط فعلي با فضاي حاكم در دوران اوج قدرت اصلاحطلبان نشان ميدهد كه حاكميت طيفهاي افراطي فارغ از وابستگي جناحي آنان، تا چه اندازه ميتواند براي منافع ملي و اصول انقلاب زيانبار باشد.
در شرايطي كه بيشترين حجم انتقاد از دولت در رسانههاي خارجي و داخلي در جهت تضعيف و انصراف از مواضع اصولگرايانه صورت ميگرفت، رويكرد سايت «بازتاب» كماكان در جهت نقد اصولگرايانه دولت نهم و انتقاد از عقبنشينيها و قصور و تقصيرهاي صورتگرفته از موضع انقلاب بود؛ به طوري كه جنجاليترين انتقادات سايت «بازتاب» از دولت نهم در مواضعي چون عدم توجه به نظرات مراجع تقليد در مسائل فرهنگي و ترویج فساد در حوزه سینما با مجوز وزارت ارشاد، استفاده از مديران آلوده و مسئلهدار، حضور در افتتاحيه غيرشرعي بازيهاي آسيايي دوحه، دخالت در انتخابات شوراها به رغم نظر مخالف رهبر انقلاب، اختلافافكني در طيف اصولگرا و عدم استفاده از ظرفيتهاي نيروهاي انقلاب در اداره كشور، عدم مبارزه جدي با مفاسد اقتصادي، نحوه آزادي دور از عزت نظاميان انگليسي و... بوده است كه حسب اعتقاد ما، عموما منطبق با منويات رهبری و دستكم در جهت مقابله با موج گسترده رسانهاي تجديدنظرطلبان بوده است.
ـ دفاع صريح از حوزه منافع ملي و پاسداري از ارزشهاي انقلاب، به ويژه رشادتهاي دوران دفاع مقدس كه در معرفي و تكريم شهدا، جانبازان و ايثارگران با ادبياتي متفاوت و امروزي در افكار عمومي يكي از افتخاراتي است كه اميدواريم ذخيره آخرت همكاران «بازتاب» باشد، تداوم اين رويكرد در عصر حاضر در چهارچوب تقويت و دفاع از نيروهاي مسلح در هياهوي جنگ رواني و رسانهاي داخلي و خارجي بود كه «بازتاب» خود را فارغ از لباس و رسته نظامي دلاوران سپاهي، ارتشي و بسيجي، موظف به تبيين رشادتهاي آن دليرمردان ميدانست.
در پايان بايد گفت، قطعا در ميان 75 هزار عنوان مطلب منتشرشده در «بازتاب» طي پنج سال گذشته،اشتباهاتي نيز وجود دارد كه به دليل شرايط خاص عملكرد رسانه آنلاين و مشكلات انبوه پيش روي خبرنگاران به وجود آمده و قطعا عمدي در قصور و تقصير رخداده به خطا در ميان همكاران «بازتاب» وجود نداشته كه صميمانه از تمامي برادران و خواهراني كه به واسطه اين اشتباهات رنجيده خاطر شدهاند، پوزش ميطلبيم.